قلب ماهیچه ای توخالی است در هردقیقه 70بارباز و بسته می شود

و خون را به همه ی اعضای بدن می رساند.

آیا تا به حال قلب را در مشت گرفته ای ؟

آیا به غیر از یك تكه گوشت خون آلود چیزی دیده ای؟

شنیده ای می گویند

فهمیدن کار عقل نیست،
کار دل است

فلسفه و مذهب و
عرفان و الهام و اشراق و ادب و هنر و
شعر و عشق و احساس و ریاضت و
تزکیه و تقوی و صفا وغم وشادی

محبت وعداوت خشنودی ورضا امید ونومیدی ترس وآرامش

مخزنش در دل است.

هرچه می آموزی توسط مغز تایید می شود و توسط قلب تثبیت می شود.

یعنی اگر مغزآن را بپذیرد ولی دردل نهادینه نشود بی ارزش است.

وقتی اعتقاد محقق می شود كه دردل هویتی داشته باشدوآن موضوع را قلب پذیرفته باشد.

قلب آن چیزی است كه حكم می‌كند و دوست دارد و دشمن می‌دارد و می‌ترسد و امیدوار می‌شود و آرزو می‌كند و خوشحال و اندوهناك می‌گردد. وقتی معنای قلب این بود پس در حقیقت قلب همان جان آدمی است كه با قوا و عواطف باطنی كه مجهز است، به كارهای حیاتی خود می‌پردازد
دل لطیفه ای است ربانی و نظرگاه حضرت سبحان جل جلاله و به این دل جسمانی وابسته است
اطوار سبعه قلب

نجم الدین رازی درباره ی اطوار دل به تفضیل سخن رانده است و برای قلب هفت طور قائل شده که به اجمال عبارت اند از :

«هر طور از اطوار دل معدن گوهری دیگرست که الناس معدن کمعادن الذهب و الفضه»

طور اول دل را صدر گویند و آن معدن گوهر اسلام است و هر وقت که از نور اسلام محروم ماند ، معدن ظلمت کفرست و محل وساوس شیطان .

طور دوم را از دل «قلب» خوانند و آن معدن ایمانست و محل نور عقل است و محل بینایی است .

طور سوم شغاف است و آن معدن محبت و عشق و شفقت بر خلق است که «قد شغفها حبا» و محبت خلق از شغاف نگذرد .

طور چهارم را «فؤاد» گویند که معدن مشاهده و محل رؤیت است .

طور پنجم را «حبه القلب» گویند که معدن محبت حضرت الوهیت است و خاصان راست که محبت هیچ مخلوق را درو گنج نیست .

طور ششم را «سویدا» گویند و آن معدن مکاشفات غیبی و علوم لدنی است و منبع حکمت و گنجینه خانه اسرار الهی و در وی انواع علم کشف شود که ملایکه از آن محرومند .

و طور هفتم را «مهجه القلب» گویند و آن معدن ظهور انوار تجلی های صفات الوهیت است . (مرصادالعباد ، 197- 195)